تبلیغات
آموزشگاه علمی کوثردانش*کد* - مطالب مشاوره نیاز امروز
آموزشگاه علمی کوثردانش*کد*
فردایی بهتر با فرزندانی داناتر

معمولا همه می گویند: مطالعه كنید، مطالعه مهم است، زیاد بخوانید و ... اما كمتر به ما شیوه مطالعه را می آموزند. یكی از عواملی كه باعث افت تحصیلی می شود، مشكلات نحوه مطالعه و یادگیری است. یكی هنگام مطالعه راه می رود، یكی بلند می خواند، یكی با چشم می خواند و ... خیلی ها اعتراض دارند كه وقت زیادی صرف مطالعه می كنیم ولی چیزی یاد نمی گیریم! به اختصار برخی آسیبهای عمده مطالعه آورده می شود:

 

1 ـ بلند خوانـــی هنگام مطالعــــه :

بلند خوانی باعث می شود ماهیچه های زبان و فك مدام حركت كنند, تار های صوتی پیوسته منقبض و منبسط می شود و این فعالیتها فرد را خسته می كند و در اثر تكرار, موجب زدگی نسبت به مطالعه خواهد شد. 

 

2 ـ مطالعه كردن در حین راه رفتن عامل خستگی زود هنگام و كاهش زمان مطالعه است.

كاهش تمركز, مهمترین مشكل در در این مو رد می باشد چرا كه فرد باید مواظب دیوار, جداول, سنگ و غیره باشد و این موجب عدم تمركز هنگام مطالعه است.

 

3ـ مطالعـــه در كنار وسایل صوتــــی:

واقعیت این است كه گوش دادن به برنامه های صوتی مثل یك قطعه موسیقی كه از ضبط صوت پخش می شود یا برنامه ای كه از تلویزیون دریافت می گردد, باعث تقسیم فعالیت های ذهنی آدمی به دو بخش می شود یكی متوجه مطالعه كتاب و دیگری متوجه برنامه ای كه می شنود. به هر حال هر نوع سر و صدای مزاحم, عامل عدم تمركز حواس هنگام مطالعه می باشد.

 

4ـ خــــواندن بیش از حد:

دختران معمولاً بیش از پسران درس می خوانند و شاید یكی از عوامل موفقیت آنان باشد اما افرادی كه بیش از حد درس می خوانند از شدت حالات عصبی خود رنج می برند و اظهار خستگی و زدگی می نماید. علت خواندن بیش ازحد می تواند, رقابت زیاد, جواب دادن عین مطالب كتاب در امتحان, احتمال تصحیح برگه ها توسط دبیران سختگیر و ... باشد كه با توضیح دبیران مبنی بر اینكه رساندن مفهوم و یادگیری ارزشمند تر از حفظ مطالب است, رفع می گردد.

 

5ـ در شـــروع مطالعه از ساده به مشكــــل خواندن:

فردی كه ابتدا خسته نیست دروس یا مطالب ساده را می خواند و هنگامی كه خسته می شود سراغ مطالب و دروس مشكلتر می رود و این باعث می شود كه در اثر درك نكردن, از مطالعه دلسرد شود. اینجا مناسبتر است ابتدا مطالب سنگین تر خوانده شود تا در صورت خسته شدن, مطالعه مواد دروس ساده , مشكل را افزایش ندهد.

 

6ـ بی وقفـــه خواندن:

اینگونه افراد, زمان استراحت كردن را اشتباهاً به معنای زمان از دست رفته می دانند نه فرصتی برای تمدد اعصاب و افزایش بازدهی . همچنین از تاثیر استراحت در امر یادگیری غافلند. زمان استراحت بین مطالعه در افراد مختلف ممكن است به نتیجه مطلوبی رسید مثلاً بار اول یك ساعت و نیم وطالعه و 20 دقیقه استراحت, بار دوم یك ساعت و ربع مطالعه و 30 دقیقه استراحت , بار سوم یك ساعت مطالعه و 40 دقیقه استراحت.

 

7ـ حفظ كـــــردن طوطـــــی وار:

معمولاً مطالبی كه فهمیده می شود پایدار تر از مطالب حفظ شده است. همچنین در مطالب فهمیده شده, تفكر و تعقل دخالت دارند و در مطالب حفظ شده تكرار.

 

8ـ وجود اضطــــراب:

اضطراب ترس مبهم است و در صورت غیر معمول, مشكلی جدی برای امر مطالعه و یادگیری است.

 

9ـ وســــواس در مطالعـــه:

فرد یكبار مطلبی را می خواند و بعد دچار تردید می شود كه آیا آنرا خوب فهمیده است یا نه. مجدداً به مطالعه همان مطلب می پردازد و تردید مجدد او را به مطالعه دوباره سوق می دهد و این جریان آنقدر ادامه می یابد تا فرد را خسته می كند. كاهش فشار های روانی این افراد توسط والدین و معلمان و مشاوران, مفید است.

 

10- ابتـــــلا به افسردگـــــــی:

افسردگی نوعی بیماری خلقی می باشد كه همراه با افت فعالیتها و تلاش های فرد مبتلا, خستگی و یاس است. فرد افسرده به سمت كتاب درسی میرود و آنرا باز می كند, ولی حوصله خواندن را در خود نمی یابد و دچار كاهش تمركز است با درمان افسردگی, تمایل به مطالعه و یادگیری افزایش می یابد.

 

منبـــــع: www.zibaweb.com/ARTICLE11.htm


طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز،  نتایج و بازخوردها، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : شنبه 19 بهمن 1392

تربیت کنید اما مرحله به مرحله  

 

تربیت! واژه ای حیاتی و مهم است که امروزه در محافل علمی و آموزشی در سرتاسر دنیا مطرح است. اما آنچه مسلم است اینکه جایگاه تربیت در میان اقوام و جوامع مختلف متفاوت است.

 

از دیدگاه دین مبین اسلام، تربیت به مجموعه ای از روش ها و تمهیداتی گفته می شود که از قبل از تولد یک کودک،  آغاز می شود تا بتواند در مسیر واقعی خود حرکت کند.

 

نکته مهم این است که برای برخورداری از جامعه ای سالم و مطلوب، باید اصول تربیتی در رابطه با نسلهای مختلف، به درستی صورت گیرد. اصولی که به ارائه یک برنامه تکاملی شایسته و مطلوب در جهت رشد و سعادت انسانها پرداخته است. برنامه ای که شامل مراحل مختلف زندگی انسان از قبیل انتخاب همسر، نحوه شکل گیری خانواده، حقوق متقابل زن و مرد، چگونگی شکل گیری نطفه، شرایط روحی مادر در دوران بارداری، توجه به کودک در دوران جنینی و رعایت نکات مربوط به بعد از تولد کودک، می باشد. این بدان معناست که تمامی این موارد در تربیت و شکل گیری شخصیت کودکان موثر است و نمی توان آنها را نادیده گرفت.

 

آنچه بیش از هر چیزی مهم است توجه به مسئله تربیت و چگونگی انجام امور تربیتی می باشد. تربیت امری خطیر است که بایستی درباره آن برنامه ریزی صحیحی وجود داشته باشد.

 

مراحل تربیت یک کودک را می توان به سه مرحله تقسیم کرد که شناخت هر یک از این مراحل حائز اهمیت است 

1-کودکی 2- نوجوانی 3- جوانی

 

طبق فرمایش پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله) مراحل اولیه رشد انسان بر سه بخش است: 

هفت سال اول زندگی که فرزند باید سروری کند و هفت سال دوم که باید مطیع باشد و هفت سال سوم که باید وزیر و مشاور باشد.

 

هرچند برداشت ها وخوانش های متفاوت و متعددی نسبت به این فرمایش پیامبر وجود دارد و بحث در این رابطه بسیار است اما به طور کلی به نظر می رسد مقصود از این عبارات این است که دوران تربیت هر انسانی تا سن 21 سالگی او می باشد که شامل سه مرحله است که با دوران کودکی و نوجوانی و جوانی، می تواند مطابقت داشته باشد.

 

اما انچه مهمتر از هر چیزی به نظر می رسد فهم دقیق این مطلب است که به راستی اینکه کودک در هفت سال اول زندگی باید پادشاهی و سروری کند، به چه معناست. این مرحله از تربیت کودک مرحله ای بحث برانگیز است که نظرات مختلفی در مورد آن وجود دارد و عدم شناخت صحیح از این مرحله موجب بروز رفتارهای افراطی و تفریطی در میان والدین می شود. اما والدینی که به معنای واقعی به درک درستی از این مرحله رشد و تربیت کودک دست یافته اند، نسبت به این موضوع اذعان دارند که دوران سروری یک کودک به این معناست که یک کودک در این مرحله باید آزادانه زندگی کند. آزادی نه به معنای رها گذاشتن کودک، بلکه آزادی برای بازی کردن و کشف کردن دوران اطراف تا آنجا که خطری او را تهدید نکند و صدمه ای برای او و اطرافیانش به دنبال نداشته باشد.

 

بنابراین آنچه مهم است که هر پدر و مادری بدانند، این است که نسبت به شناخت این سه مرحله تلاش و ممارست داشته باشند و امر تربیت را مسئله ناچیز و کم اهمیت فرض نکنند و نسبت به این موضوع حساسیت دائمی داشته باشند و بدانند که این حساسیت، در آینده نتیجه بخش خواهد بود

 

 اگر کودکی در هفت سال اول به معنای واقعی کودکی کند و به خواسته های کودکانه اش دست پیدا کند، به سادگی به مرحله بعدی تربیت قدم می گذارد و روحیه اطاعت و فرمانبری از والدین و مربیان مدرسه را خواهد داشت و اگر این مرحله نیز به درستی طی شود، در مرحله سوم به جایی می رسد که می تواند مشاور خوبی برای پدر و مادر باشد.

 

بنابراین آنچه مهم است که هر پدر و مادری بدانند، این است که نسبت به شناخت این سه مرحله تلاش و ممارست داشته باشند و امر تربیت را مسئله ناچیز و کم اهمیت فرض نکنند و نسبت به این موضوع حساسیت دائمی داشته باشند و بدانند که این حساسیت، در آینده نتیجه بخش خواهد بود و نتیجه طی کردن درست و صحیح این مراحل در درجه اول به نفع والدین و فرزند انهاست. پس می توان اینطور بیان کرد که اگر پدر و مادری در این مراحل تربیتی به درستی عمل کنند به طور قطعی در دوران بزرگسالی از حضور فرزند خود رضایت خواهند داشت و از وجود او بهره مند خواهند بود.

والدین عزیز تربیت مرحله به مرحله را بیشتر بشناسید و آنرا جدی بگیرید!

منبع سایت مجتمع فرهنگی آموزشی علامه طبطبایی(ره)




طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : شنبه 19 بهمن 1392
حس شادمانی


اگر خواهان این هستید که واقعا لذت و حال خوش را تجربه کنید بهترین راه این است که منتظر هیچ چیز و هیچ‌کس نمانید منتظر نباشید تا آخر هفته بیاید تا شما بتوانید تفریحی داشته باشید. داشتن حال خوب و لذت‌بردن از لحظه‌ها تنها منوط به بودن در تعطیلات نیست. شما حتی می‌توانید هنگام کارکردن و تلاش برای زندگی بهتر نیز از کار و تلاش خود لذت ببرید. هنگامی که در پایان یک روز مقابل تلویزیون نشسته‌اید و کانال‌ها را عوض می‌کنید، وقتی بی‌هدف و بدون اینکه گرسنه باشید دنبال چیزی برای خوردن می‌گردید یا بیهوده در خیابان‌ها قدم می‌زنید، در واقع به دنبال چیزی برای آرام‌کردن خود می‌گردید. اما آنچه شما در جست‌وجوی آن هستید در هیچ یک از مکان‌هایی که به سراغش می‌روید، نیست.

ممکن است واقعا از کاری که طی روز انجام می‌دهید یا از انجام شغلی که دارید، نتوانید لذت ببرید. اما فراموش نکنید. کار شما، شغل شما نیست. کار واقعی شما آن اقدامی است که برای تقویت روح و خود واقعی‌تان انجام می‌دهید. کار واقعی درسی است که شما برای آموختن آن به این دنیا آمده‌اید و کار شما همان هدف شماست. کار واقعی یعنی یاد بگیرید که چگونه رفتاری دلسوزانه با دیگران داشته باشید، چگونه خودتان را حتی با تمام اشتباهات و عیب و نقص‌هایتان دوست داشته باشید، دیگران را ببخشید و خودتان را دوست بدارید. وقتی ندانید هدف یا وظیفه واقعی‌تان چیست، ممکن است از انجام شغل هر روزتان منصرف شوید یا فکر کنید که آن را درست انتخاب نکرده‌اید.


اما بدانید شما هر چقدر هم که شغل کسل‌کننده و ناخوشایندی داشته باشید، معنایش این نیست که نمی‌توانید کاری را که وظیفه اصلی شما در این دنیاست، انجام دهید.هنگامی که بدانید کار واقعی شما چیست می‌توانید در هر زمانی به آن بپردازید. وقتی غذا می‌پزید، به فرزندانتان کمک می‌کنید یا به دیدار دوست‌تان می‌روید، می‌توانید از کاری که می‌کنید لذت ببرید و به آن عشق بورزید. همه ما وظیفه‌ای داریم که فقط خومان می‌توانیم آن را کشف کنیم. در واقع، این اولین مرحله کارتان است که تشخیص دهید هدف، رسالت و استعدادتان چیست.


بهترین راه این است که ببینید چه چیز منحصر به فردی دارید و کدام ویژگی و قابلیت‌هایتان شما را از دیگران متمایز می‌کند و از همانجا می‌توانید شروع کنید.


مرحله بعدی آن است که یاد بگیرید چطور کار واقعی‌تان را انجام دهید. هرچه فرصت‌های بیشتری را برای مشارکت در هدف‌تان فراهم کنید، لحظه‌های بهتری را تجربه خواهید کرد. اگر از کاری که به عنوان شغل‌تان انجام می‌دهید لذت نمی‌برید، خیلی آن را جدی نگیرید و نگذارید به قیمت خراب‌شدن لحظه‌های دیگرتان تمام شود.


جدی گرفتن بیش از حد شغل بدین‌معناست که نمی‌دانید غیر از شغل خود، هدفی هم دارید یا شاید به طور موقت آن را فراموش کرده‌ باشید. وقتی که به اشتباه گمان می‌کنید شغل‌تان همان کار واقعی شماست، دیگر نمی‌توانید از آن لذت ببرید، چون از هر اتفاق کوچکی که در طول روز پیش آید یک مشکل بزرگ می‌سازید. البته این بدان معنا نیست که در شغل‌تان دقت لازم را نداشته باشید یا آن را به بهترین نحو انجام ندهید؛ بلکه سعی کنید در هر صورت و با داشتن هر شغلی، هویت و وظیفه اصلی خود را فراموش نکنید.


گذران لحظات سخت


در زندگی همه ما اوقات دشواری وجود دارند؛ اوقاتی که چیزی را که به خاطر آن سخت تلاش کرده‌اید یا شخصی را که خیلی دوست داشته‌اید، از دست می‌دهید، اوقاتی که فقط می‌خواهید؛ درد و رنج از شما دور شود و هیچ چیز برایتان معنا و مفهومی ندارد و همه چیز دشوار و سخت به نظر می‌رسد.اما فراموش نکنید که اوقات سخت، درک لحظات واقعی را بیشتر در اختیار ما قرار می‌دهد. وقتی با بحران یا سختی روبه‌رو می‌شوید درد و رنج‌ شما آنقدر زیاد می‌شود که لحظه‌ای از آن غافل نمی‌شوید. در این هنگام همه سختی‌های اطرافتان را احساس کنید. بحران‌ها و لحظات سخت، شما را وادار می‌کند که به زندگی، روابط و به خودتان بیشتر توجه کنید.


این شرایط همه جا را برایتان روشن می‌کند تا بتوانید به خوبی آنها را تشخیص دهید. همیشه به خاطر داشته باشید که از درون هر بحرانی، فرصت تازه‌ای برای شروع به سوی شما می‌آید. در واقع تحمل رنج و درد به شما کمک می‌کند که خود واقعی و توانایی‌های نهفته درونی‌تان را- که معمولا از وجودشان اطلاع نداشتید- کشف کنید.البته کار آسانی نیست که اوقات سخت را موهبتی به حساب آوریم و بتوانیم از آنها لذت ببریم. بنابراین هرگز به خاطر اینکه چطور رنج و سختی را تحمل می‌کنید، خودتان را سرزنش نکنید. متنفر بودن از تجربه لحظات سخت و دردناک به این معنا نیست که شما موجود ضعیفی هستید یا آگاهی‌تان کم است اما باید بدانید که هنوز نتوانسته‌اید سخت و محکم در برابر مشکلات بایستید. اگر بتوانید بدون توجه به تمایل‌ یا بی‌میلی به حل مشکلات، آنها را پشت‌سر بگذارید و از میان اتفاقات بگذرید، در می‌یابید که به چه توانایی‌ها و ارزشمندهای جدیدی دست می‌یابید.


عظمت سکوت


آیا تا به حال دقت کرده‌اید که ما معمولا در سکوت و تنهایی است که با معنی‌ترین لحظه‌های خود را پیدا می‌کنیم. سکوت، روح ما را تغذیه می‌کند و قلب‌مان را بهبود می‌بخشد.سکوت، فضایی بین شما و شلوغی ایجاد می‌کند و در این فضا شما بهتر می‌توانید خودتان را بشناسید. در واقع سکوت قدرتی دارد که می‌تواند شما را به مقصدتان برساند.شما باید زمانی را به تنهایی و خلوت با خود اختصاص دهید. در این هنگام می‌توانید به صداهای درون‌تان گوش دهید. اما بیشتر ما سکوت بسیار کمی در زندگی داریم. معمولا در هیاهو و شلوغی‌های زندگی روزانه فرصتی برای سکوت، تنهایی و پرداختن به خود درونی‌مان پیدا نمی‌کنیم.


سکوت یک فضای پذیرش است و زمانی که به آن می‌پردازید، کاری که انجام می‌دهید به مراتب پرمعناتر و مؤثرتر می‌شود.


سکوت سطحی، یک آرامش و آسودگی است که شما را با تمرکزی که پیدا می‌کنید، آرام می‌کند اما سکوت عمیق، قدرت واقعی عشق و آگاهی است که روحتان را تسلی می‌بخشد. بهتر است هر یک از ما مکان خاص و مقدسی را مخصوص خلوت کردن با خود، پرداختن به درون خود و سکوت خود اختصاص دهیم. داشتن این مکان به ما کمک می‌کند تا بتوانیم بهتر به عظمت و شکوه بودن در سکوت پی ببریم. حال این مکان می‌تواند هر جایی باشد؛ بالشی در گوشه اتاق، اتاقی کوچک یا هر جایی دیگر... تنها چیزی همه نیاز دارید، داشتن تمرکز و بودن در لحظه‌ای است که در آن به سر می‌برید.

 

 

 

منبع : - روزنامه همشهری

 




طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : شنبه 19 بهمن 1392

زندگی در زمان حال


 آیا تا به حال با خود اندیشیده‌اید که چرا بسیاری از مواقع نمی‌توانیم از اوقات و لحظات خود لذت ببریم؟ اغلب ما نمی‌توانیم به خوبی تمام توجه خود را فقط روی کاری متمرکز کنیم که در لحظه انجام می‌دهیم یا آن را تجربه می‌کنیم.

 در واقع ما نسبت به لحظات و اوضاع کنونی‌مان توجه و آگاهی نداریم. توجه و آگاهی، شما را کاملا در لحظه واقعی قرار می‌دهد که می‌تواند یک تجربه معمولی مثل قدم زدن، بازی کردن با فرزندان یا صمیمیت با دوستان را به لحظه‌ای تبدیل کند که می‌توانید از آن لذت ببرید. بی‌توجهی ما به کاری که می‌کنیم و لحظه‌ای که در آن هستیم باعث می‌شود دائم اشتباهاتمان را تکرار کنیم و هرگز نسبت به اشتباهات خود آگاه نباشیم. مثلا سال‌ها در دوستی که به نفع‌مان نیست باقی بمانیم یا مدت‌ها به انجام کاری بپردازیم که اصلا علاقه‌ای به آن نداریم یا سودی برایمان ندارد. هنگامی که نسبت به شرایط خود بی‌توجه هستیم و آگاهی‌مان را بالا نمی‌بریم اصلا متوجه نمی‌شویم که واقعا مشکل‌مان چیست. مقاله زیر به ما می‌آموزد چگونه از زندگی‌مان بیشتر لذت ببریم.


بی‌توجهی و ناآگاهی ما باعث می‌شود پیام‌هایی را که بدن‌مان تلاش می‌کند به ما بدهد نادیده بگیریم. مثلا وقتی دچار سوءهاضمه یا سردردهای مزمن می‌شویم آنقدر نسبت به آنها بی‌توجهی، می‌کنیم تا عاقبت صدمه و آسیبی جدی به خود وارد می‌آوریم. در واقع بی‌توجهی یک عادت ذهنی ناسالم است که بسیاری از ما اکثر مواقع از آن رنج می‌بریم. وقتی در بی‌آگاهی به‌سر می‌بریم، تمام لحظات واقعی و لذت ناشی از بودن در آنها را از بین می‌بریم. ما معمولا روزها، ماه‌ها و سال‌ها را پشت‌سر می‌گذاریم؛ بدون آنکه توجه کنیم کجا هستیم فقط می‌خواهیم بدانیم در انتها به کجا می‌رسیم. اما همیشه در تعجبیم که چرا هیچ وقت به جایی نمی‌رسیم که در آنجا احساس رضایت داشته باشیم!


زندگی در فردا


عده زیادی از ما آنقدر در زندگی برای فردا و زندگی در آینده و دائم به فکر آینده‌بودن مهارت پیدا کرده‌ایم که اغلب وقت بسیار کمی روی زمان حال خود صرف می‌کنیم. ما برای آینده برنامه‌ریزی می‌کنیم و نگران آن هستیم اما فراموش می‌کنیم از آنچه واقعا در هر لحظه و تمام لحظات رخ می‌دهد، لذت ببریم.

 زندگی در زمان حال


ما کتاب‌های زیادی می‌خوانیم و مطالعات زیادی می‌کنیم تا آمادگی بیشتری برای زندگی کردن داشته باشیم اما برایمان سخت است که از فرایند زنده بودن در همین لحظه برخوردار شویم. اشکال زندگی‌کردن در آینده این است که عادت می‌کنیم به لحظه‌ای که در آن هستیم بی‌توجه باشیم و به راحتی آن را از دست بدهیم! بنابراین هنگامی هم که اتفاقاتی که برای آنها برنامه‌ریزی کرده‌ایم رخ می‌دهند (مثلا تعطیلات، بازنشستگی یا...) نمی‌دانیم چطور از آنها لذت ببریم.


در واقع ما یاد گرفته‌ایم چطور همیشه در نگرانی اتفاقات مهم آینده، لحظات حال را نابود کنیم و از بین ببریم. بنابراین این کاملا طبیعی است که دائم احساس یأس و نارضایتی می‌کنیم. آنچه این روند را مشکل‌تر می‌کند، این است که زمان در زندگی ما به سرعت می گذرد. عصر روزهای تعطیل یکی پس از دیگری سپری می‌شود، سال نو می‌آید و همچنان سن‌مان بالا می‌رود و ما در این فکریم که واقعا چه زود گذشت! فرزندانمان را می‌بینیم که درس‌شان تمام می‌شود و تشکیل خانواده می‌دهند اما ما احساس می‌کنیم انگار همین دیروز بود که کودکی بودند که ما برایشان قصه می‌خواندیم یا به آنها یاد می‌دادیم چطور درست غذا بخورند و... .


مسلم است که ما نمی‌توانیم از سرعت‌زمان بکاهیم و جلوی آن را بگیریم و متوقفش سازیم. ما از لحظه‌ای که متولد می‌شویم تغییر می‌کنیم تا به انتهای زندگی‌مان می‌رسیم اما با تجربه لحظه‌های بیشتر، به‌طور کامل و آگاهانه می‌توانیم زمان را به شکل پرمعناتری تجربه کنیم. بسیاری از ما همیشه در فکر رسیدن به زمانی هستیم که بتوانیم از آن لذت ببریم و خوشبختی بیشتری را تجربه کنیم ولی معمولا برای به‌دست آوردن خشنودی واقعی مسیر اشتباهی را طی می‌کنیم و از تجارب دیگران برای داشتن یک زندگی هدفمند و با معنی نیز بهره‌ای نمی‌گیریم. تصاویری که ما از خوشبختی داریم اغلب ریشه در ذهنیات غلط ما دارد؛ از این رو ما انتظارات بسیار غیرواقعی از خوشبختی در ذهن خود ایجاد کرده‌ایم و آن را اتفاقی بزرگ می‌دانیم که همیشه باید منتظر آن بمانیم.


فرض کنید مدت‌ها در انتظار رسیدن به ترفیع شغلی هستید یا به خانه‌ای که همیشه رویای داشتن آن را داشته‌اید، نقل مکان می‌کنید و... در این صورت حالا باید احساس خوشحالی کنید و بتوانید کاملا از لحظات خود لذت ببرید ولی شاید در این هنگام حس کنید خسته‌اید یا فقط حالتان خوب است یا شاید اصلا هیچ احساسی نداشته باشید!به این ترتیب، ملاحظه می‌کنید که اگر اکنون احساس خوشحالی نمی‌کنید پس حتما باید خوشبختی را در جای دیگری جست‌وجو کنید. اما اگر همیشه تنها در جست‌وجوی خوشبختی باشیم هیچ گاه نمی‌توانیم آن را بیابیم. در واقع خوشبختی را باید در تک‌تک لحظاتی بیابیم که خیلی راحت آنها را از دست می‌دهیم ولی ما طوری با آن برخورد می‌کنیم که انگار خوشبختی نوعی وضعیت است که باید روزی برای ما فراهم شود. اما اگر می‌خواهید بتوانید بیشتر از تک‌تک لحظات خود لذت ببرید، مجبور نیستید منتظر بمانید تا اتفاق خاصی برایتان بیفتد.


 




طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : شنبه 19 بهمن 1392

 در زمان تست زدن لازم است به نکات زیر توجه شود:
۱) با توجه به اینکه در یک درس امتیاز و ضریبی که به یک تست ساده تعلق می گیرد به یک تست در سطح متوسط و مشکل نیز تعلق می گیرد، در نتیجه لزومی ندارد خود را در بدو امر درگیر سوالات مشکل کنیم...

۲)زمانی که جهت پاسخگویی به تست تعلق میگیرد کاملا محدود و استاندارد می باشد.
۳) هر پاسخ صحیح یک نمره و به هر پاسخ غلط یک سوم نمره منفی تعلق می گیرد و اگر سوالی بدون پاسخ باشد نمره مثبت یا منفی ندارد. فرمول روبرو می تواند تاثیر نمره منفی را بخوبی نشان بدهد.
۱۰۰ × تعداد پاسخ غلط - ۳ ×تعداد پاسخ صحیح = نمره هر درس ×تعداد کل سوالات
۴) عاقلانه است که خود را درگیر سوالات مشکل نکنید به طوری که بتوانید ابتدا به سوالات ساده که صد درصد به آن یقین دارید جواب بدهید و و در مرحله بعد به سوالاتی در سطح متوسط و درمرحله آخر به سوالات مشکل پاسخ بدهید.
۵) اگر سوالاتی برای شما مشکل باشد بدانید که برای دیگران نیز مشکل خواهد بود. بنابراین مضطرب نشوید.
۶) بسیاری از دواطلبان در جلسه آزمون، اگر با چند سوال دشوار مواجه شوند، دستپاچه می شوند و نظم ذهنی خود را از دست می دهند و فکر می کنند که آزمون را از دست داده اند. بنابراین باحالت مضطرب حتی به سوالاتی که بلد نیستند جواب می دهند و نمره منفی می گیرند. در صورتی که حتی نفرات برترآزمون هم قادر به پاسخگویی به تمام سوالات نخواهند بود.

● روش تست زدن چیست؟


۱) سوالات را به ترتیبی که در دفترچه آزمون می بینید ، پاسخ بدهید. اگر در یک درس تسلط بیشتری دارید ترتیب جواب دادن را تغییر ندهید. اما اگر نگران هستید که مثلا با پاسخ به سوالات درس خاصی زمان کافی برای پاسخگویی به سوالات درس بعدی را از دست می دهید به نکات زیر توجه نمایید:
▪ تمام سوالات دفترچه را حداقل یک بار مطالعه کنید. کسانی که یک درس را بطور کامل کنار می گذارند خواه به این دلیل که آن درس ضریب کمتری دارد یا این که آن درس را بلد نیستند کاملا اشتباه می کنند.
▪ برخی از سوالات را بلد نیستید ولی تشخیص می دهید وقت گیر هستند، این گونه سوالات را با علامت ضربدر مشخص کنید و با قاطعیت و خونسردی بطور موقت از آنها عبور کنید تا درموقع دوره دقت خود را به آنها اختصاص بدهید.
▪ ممکن است سوالاتی را اصلا بلد نباشید، این گونه سوالات را با علامت منفی مشخص کنید و فورا آنها را رها کنید.
▪ از هیج سوالی نخوانده رد نشوید زیرا ممکن است پس از چند سوال دشوار چند سوال آسان پیدا کنید.
▪ شماره تست ها را با شماره آنها در پاسخ نامه مرتب مطابقت بدهید ، اگر سوالی را اشتباهی در پاسخ نامه با شماره اشتباه علامت بزنید ممکن است که این اشتباه به ترتیب شماره تا آخر ادامه پیدا کند.
▪ پس از آن که یک بار تست های تمام دروس را مطالعه کردید به ساعت خود نگاه کنید و ببیند چقدر از کل زمان آزمون باقی مانده است.
▪ توصیه بسیار مهم : تمام صفحات دفترچه سوالات را بخوبی بررسی کنید و مراقب باشید که بعضی صفحات با بعضی سوال ها را فراموش نکنید.

● یک نکته بسیار مهم

تعدادی از داوطلبان به سوالات در دفترچه پاسخ می دهند و در پایان جواب ها را در پاسخ ها را در پاسخنامه منتقل می کنند با این کار ممکن است وقت تمام شود و فرصت انتقال را پیدا نکنند.
کوشیدن ، جستن و یافتن و هرگز تسلیم نشدن راز موفقیت است. 

منبع : قلم چی




طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 9 بهمن 1392
با آغاز نیم سال دوم ، نیاز به برنامه ریزی جدید احساس می شود . آموزگار محترم ما به خوبی دانش آموزش را می شناسد اما آن چه بیشتر اهمیت دارد این است که بچه ها خود به ارزیابی سطح شان در هر درس بپردازند و بر اساس آن ، بتوانند برنامه ریزی شخصی داشته باشند .

جدول ارائه شده را در اختیار دانش آموزان قرار دهید و پس از تکمیل دقیق آن توسط دانش آموز ، به او برای برنامه ریزی و آسیب شناسی درسی کمک کنید .




منبع:http://cl-sheshomiha.mihanblog.com/



طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 9 بهمن 1392

امتحانات نیم‌سال اول  را پشت سر گذاشتیم و در آستانه‌ی ورود به نیم‌سال دوم تحصیلی هستیم. نیم‌سال دوم آغازی مهم‌تر است؛ اما 3 عامل باعث می‌شود که ما نیم‌سال دوم را نسبت به نیم‌سال اول کم‌تر جدی بگیریم:

1. تغییرات آب و هوا: با نزدیک شدن به فصل بهار و حال و هوای عید، از درس و مدرسه فاصله می‌گیریم.
2. زمان تحصیلی نیم‌سال دوم کوتاه‌تر است: به دلیل زمان کوتاه‌تر، سرعت تدریس معلم بالا می‌رود و ممکن است این احساس در ما به وجود آید که حجم مطالب تدریس‌شده در نیم‌سال دوم سنگین‌تر است و ما نمی‌توانیم همه‌ی مباحث را بخوانیم؛ در نتیجه انگیزه‌ی لازم را برای درس خواندن از دست می‌دهیم.

3. تعطیلات نوروز: 13 روز تعطیلی بدون مرور باعث فراموشی مطالب نیم‌سال اول می‌شود. به علاوه برای آزمون پایان سال علاوه بر مباحث نیم‌سال دوم ، مباحث نیم‌سال اول نیز باید خوانده شود.

اما چه کنیم که در نیم سال دوم  موفق تر باشیم؟

1. آغاز درست: هدف خود را برای نیم‌سال دوم مشخص کنیم (افزایش معدل، کسب نمرات بالا ، پذیرفته شدن در آزمون ورودی مدارس و .....) و راه درست رسیدن به هدف مان را انتخاب کنیم.

2. تنظیم یک برنامه‌ی درسی: هدف مان را مشخص کردیم، راه رسیدن به آن را انتخاب کردیم و حالا برنامه‌ریزی می‌کنیم. برای این‌که بتوانیم برنامه‌ریزی درستی داشته باشیم و بتوانیم به آن عمل کنیم باید نسبت به خود شناخت داشته باشیم، عادت‌ها و توان مطالعاتی خود را بدانیم و ببینیم که بازدهی ما در چه ساعتی از روز بیش‌تر است و برنامه‌ریزی را منطبق با شرایط خود تنظیم کنیم (البته برنامه‌ریزی درسی ما برای ایام نوروز نباید به صورتی باشد که تکالیف خود را طی دو روز اول انجام دهیم.)

3. منظم بودن: منظم بودن و قانونمند بودن را با خود تمرین کنیم و به خود قول بدهیم که به برنامه‌ریزی خود عمل خواهیم کرد.

4. ایجاد تعادل در مطالعه و اوقات فراغت (به خصوص در ایام نوروز)

منبع:http://cl-sheshomiha.mihanblog.com



طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : دوشنبه 7 بهمن 1392
پارسینه: به این تست شك نكنید. این آخرین و استانداردترین تست شخصیت شناسى است كه این روزها در اروپا بین روانشناسان در جریان است. پاسخهایش هم اصلاً كار دشوارى نیست. كافى است كمى به خودتان رجوع كنید. یك كاغذ و قلم هم كنار دستتان باشد و جوابی را که انتخاب می کنید یادداشت کنید كه بتوانید امتیازهایى كه گرفته اید جمع بزنید. حاضرید؟ پس شروع كنید:

1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟

 الف _ صبح،
 ب- عصر و غروب،
 ج _ شب

۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

 الف _ نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند،
 ب- نسبتاً سریع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم،
 ج _ آهسته تر، با سرى صاف روبرو،
 د _ آهسته و سربه زیر، ه- - خیلى آهسته

۳) وقتى با دیگران صحبت مى كنید؛

 الف _ مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید،
 ب- دستها را در هم قلاب مى كنید،
 ج _ یك یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید،
 د _ دست به شخصى كه با او صحبت مى كنید، مى زنید،
 و ه-_ با گوش خود بازى مى كنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىكنید

۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟

 الف _ زانوها خم و پاها تقریباً كنار هم،
 ب- چهارزانو،
 ج _ پاى صاف و دراز به بیرون،
 د _ یك پا زیر دیگرى خم

۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهید؟

 الف _ خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده،
 ب _ خنده، اما نه بلند،
 ج _ با پوزخند كوچك،
 د _ لبخند بزرگ،
 ه_ لبخند كوچك

۶) وقتى وارد یك میهمانى یا جمع مى شوید؛

 الف _ با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
 ب _ با صداى آرامتر سلام مى كنید و سریع به دنبال شخصى كه مى شناسید، مى گردید
 ج _ در حد امكان آرام وارد مى شوید، سعى مى كنید به نظر سایرین نیایید

۷) سخت مشغول كارى هستید، بر آن تمركز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى كند؛

 الف _ از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى كنید
 ب _ بسختى ناراحت مى شوید
 ج _ حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

۸) كدامیك از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

 الف- قرمز یا نارنجى
 ب- سیاه
 ج- زرد یا آبى كمرنگ
 د- سبز
 ه- آبى تیره یا ارغوانى
 و- سفید
 ز- قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشید؟

 الف- به پشت
 ب- روى شكم (دمر)
 ج- به پهلو و كمى خم و دایره اى
 د- سر بر روى یك دست
 ه- سر زیر پتو یا ملافه...

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید كه:

 الف- از جایى مى افتید.
 ب- مشغول جنگ و دعوا هستید.
 ج- به دنبال كسى یا چیزى هستید.
 د- پرواز مى كنید یا در آب غوطه ورید.
 ه- اصلاً خواب نمى بینید.
 و- معمولاً خواب هاى خوش مى بینید


امتیازات

 سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

 سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

 سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

 سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

 سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)

 سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

 سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

 سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

 سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

 سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)

 خب، امتیازهایتان را جمع زدید. عدد به دست آمده را با نتیجه گیری که در ادامه مطلب هست تطبیق بدهید مقایسه كنید و شخصیت خودتان را بشناسید.



ادامه مطلب
طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 2 بهمن 1392
                                                                    



طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
والدین محترم مطالعه فرمایید

مقدمه

دوران بلوغ نه تنها با جهش رشد جسمی بلکه با تغییرات خلق و خو و تحولات عاطفی و روانی همراه است. در این مرحله نوجوانان شناخت هویت و کسب استقلال را تجربه می کنند. در این دوران توجه آنها به حفظ ظاهر و تناسب اندام بیشتر جلب میشود و این عوامل رفتارهای غذایی نوجوانان را به شدت تغییر می دهد. حذف بعضی از وعده های غذایی، مصرف تنقلات، غدا خوردن خارج از منزل و علاقه به مصرف غذاهای غیر خانگی از ویژگیهای عادات غذایی دوران نوجوانی است که متاثر از خانواده و دوستان و رسانه های جمعی است.




ادامه مطلب
طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران

۱. اعتراض کردن

بسیاری از والدین برای اینکه فرزندشان تکالیفش را درست انجام دهد یا غذایش را کامل

بخورد، مدام سر او غر می زنند و اعتراض می کنند. این کار باعث می شود تا کودک لج کند

و درست برعکس آن را انجام دهد. این مساله همچنین باعث می شود تا فرزند از

زمان هایی همچون غذاخوردن فرار و سعی کند خودش را به کاری دیگر مشغول کند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392

چیپس سیب‌زمینی متهم ردیف اول در میان غذاهای تحریک‌کننده و ایجاد

عصبانیت است. این ویژگی چیپس سیب‌زمینی به خاطر سرخ شدن عمیق

و کامل آن در روغن است و چربی‌های امگا 6 موجود در روغن سرخ کردنی

که با ورود به بدن، مانع عملکرد صحیح چربی‌های امگا 3 می‌شود

 

حتما ادامه مطلب را مطالعه فرمایید.


http://www.tebyan.net



ادامه مطلب
طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392
ج. حافظه دراز مدت
مطالبی که به حافظه کوتاه مدت انتقال داده می‏شوند اگر تکرار گردند به حافظه بلند مدت انتقال می‏یابند، وگرنه در مدت زمان کمی فراموش می‏شوند. البته تکرار صرف مدّنظر نیست، بلکه منظور از تکرار نوعی ارتباط مطالب جدید با مطالب از قبل آموخته شده است. بنابراین، رمزگردانی در حافظه بلند مدت به صورت رمز معنایی است، برخلاف حافظه کوتاه مدت که رمزگردانی به صورت رمز دیداری و شنیداری است. برای حافظه بلند مدت، هیچ محدودیتی وجود ندارد و هیچ‏گاه حافظه بلندمدت پر نمی‏شود، تا مثل حافظه کوتاه مدت نیاز به آن باشد که برای ورود مطالب جدید لازمه‏اش این باشد که مطالب قبلی حذف گردند.
دانشمندان معتقدند: چیزی به نام «فراموشی» در حافظه بلند مدت وجود ندارد، بلکه باید علل به یاد نیامدن را جست‏وجو کنیم.
برخی از مطالب به دلیل داشتن ارزش زیاد، بدون تکرار و تمرین، رمزگذاری شده، در حافظه بلندمدت نگه‏داری می‏شوند؛ مثلاً، وقتی انسان خبر ارزشمندی را یکباره می‏شنود، هرگز احتیاج به تکرار این خبر برای جایگزین شدن آن در حافظه بلندمدت ندارد، بلکه صرف شنیدن خبر، خود عامل جای گرفتن آن در حافظه بلندمدت است.
بیشتر رویدادهای مهم، که در زندگی تکرار می‏شوند، به حافظه درازمدت انتقال می‏یابند و بنابراین، می‏توان از این حافظه برای تفسیر، طبقه‏بندی و پاسخ دادن به تجارب روزانه سود برد.
تحقیقات انجام شده نشان می‏دهند که اطلاعات موجود در حافظه درازمدت هرگز فراموش نمی‏شوند؛ زیرا افرادی که به خواب مصنوعی رفته‏اند خاطرات دوران کودکی فراموش شده خود را به یاد آورده‏اند. بنابراین، فراموشی به این دلیل است که وقتی فرد می‏خواهد مطلبی را به یاد آورد نشانه‏ها یا سرنخ‏های بازیابی لازم در اختیار فرد نیست.

با توجه به مطالب عنوان شده، نتیجه می‏گیریم که چرا شاگردان در امتحانات تستی عملکرد بهتری دارند تا آزمون‏های تشریحی؛ زیرا امتحانات تستی بازشناسی مطالبی هستند که فرد قبلاً مطالعه کرده؛ مثلاً، کدام گزینه درست است. او پیش‏تر گزینه درست را مطالعه کرده و در آزمون تستی زودتر به یاد می‏آورد تا هنگامی که امتحان تشریحی باشد و بخواهد مطالب قبلی را یادآوری کند؛ زیرا گزینه درستی در اختیار او نیست.




طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392
ب. حافظه کوتاه مدت
اگر اطلاعات مورد توجه و دقت قرار گیرند به حافظه کوتاه مدت وارد می‏شوند و برای حداکثر 30 ثانیه ذخیره می‏شوند. اطلاعات در این نوع حافظه به صورت رمز درمی‏آیند. آنها رمزهای صوتی، دیداری یا معنایی هستند؛ بدین معنا که رمز صوتی یا شنیداری به صدا و رمز دیداری به تصویر ذهنی و رمز معنایی به معنای حرکات وابستههستند.  البته رمز شنیداری به معنای اینکه مطالب تکرار و مرور ذهنی شوند از رمزهای دیگر غالب‏تر است. اگر بخواهیم از فراموشی در حافظه کوتاه مدت جلوگیری کنیم باید اطلاعات را مرتب تکرار کنیم؛ زیرا گنجایش حافظه کوتاه مدت محدود است و همین امر علت فراموشی است؛ زیرا اطلاعات جدید جای مطالب قبلی را می‏گیرند.
صاحب‏نظران گنجایش حافظه کوتاه مدت را 2+7 (هفت به علاوه، منهای دو) می‏دانند؛ یعنی دست‏کم 5 حرف یا عدد و حداکثر 9 با میانگین 7. گرچه مهم‏ترین علت فراموشی در حافظه کوتاه مدت این است که با ورود اطلاعات جدید، به دلیل گنجایش کم آن، اطلاعات قبلی فراموش می‏شود، اما عده‏ای از محققان معتقدند: گذشت زمان هم خود به خود موجب‏ ازبین‏ رفتن‏ اطلاعات‏ می‏ گردد.
با توجه به اینکه گنجایش حافظه کوتاه مدت محدود است، زمانی که این گنجایش تکمیل می‏شود، اطلاعات قبلی باید از آن خارج گردند تا اطلاعات تازه‏ای وارد آن شوند. به این پدیده «جانشینی اطلاعات» می‏گویند. بنابراین، عامل مهم فراموش شدن مطالب از حافظه کوتاه مدت جانشین شدن مطالب جدید با آن مطالب است. از این‏رو، اگر بخواهیم مطلبی را برای مدتی در حافظه کوتاه مدت نگه داریم، باید آن را تکرار کنیم. این تکرار از ورود مطالب تازه به این حافظه جلوگیری به عمل می‏آورد و مانع جانشینی مطالب جدید با مطالب موجود در حافظه می‏شود.
روشی که موجب افزایش ظرفیت حافظه کوتاه مدت می‏گردد روش «تقطیع» نام دارد.
 «تقطیع» به معنای قطعه قطعه کردن اطلاعات و دسته‏بندی آنهاست؛ مثلاً، اگر بخواهیم این حروف را به حافظه بسپاریم به دلیل زیاد بودن آن با مشکل مواجه هستیم. به فرض، حروف «ی، م، ا، ل، س، ا، د، ا، ز، آ، ه، ا، گ، ش، ن، ا، د». حال اگر تمام این حروف را به طور معکوس به سه قطعه دسته‏بندی کنیم کلمات دانشگاه آزاد 
اسلامی به  دست می‏آید؛ یعنی 16 حرف را در سه قطعه قرار داده‏ایم، در حالی که اگر این کار را انجام نمی‏دادیم قادر به خواندن آنها نبودیم. بنابراین، ظرفیت حافظه کوتاه مدت را به مقدار بالایی افزایش داده‏ایم. یا برای حفظ آثار نظامی گنجوی، کلمه «ملخ‏ها» را می‏توان به کار برد که شامل حروف اول (مخزن الاسرار، لیلی و مجنون، خسرو و شیرین، هفت پیکر، اسرارنامه) است. یا برای به یاد آوردن دوره‏های پادشاهی پیش از اسلام تا اسلام، واژه «مهساسا» که حروف اول، «مادها، هخامنشیان، سلوکیان، اشکانیان، ساسانیان و اسلام» است کاربرد دارد.
با عنایت به مطالب مطرح شده، بهتر است معلمان به دانش‏آموزان فرصت دهند تا آنها بتوانند مطالب درسی را مرور و تکرار نمایند تا آموخته‏ها دوام و ثبات لازم را به دست آورند، وگرنه ارائه مطالب جدید در حافظه کوتاه مدت، مطالب قبلی را محو می‏کند.
به حافظه کوتاه مدت، حافظه «فعّال» هم می‏گویند؛ زیرا این حافظه با اطلاعاتی که به طور فعّال در ذهن وجود دارند برای انتقال به حافظه دراز مدت سرو کار دارد. این حافظه را می‏توان حافظه «هوشیار» نامید؛ زیرا فرد از تمام محتوای آن آگاه است
.


طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 12 آذر 1392
الف. حافظه حسّی
در این حافظه، اطلاعات حسّی ذخیره می‏گردند. محرّک‏های فیزیکی خارجی مثل، حرارت، نور، صوت، و مانند آن به وسیله اندام‏های حسّ بینایی، شنوایی، و مانند آن دریافت می‏شوند و قریب یک تا سه ثانیه یعنی در مدت زمان کمی در حافظه حسّی ذخیره می‏شوند. البته در زندگی روزانه، به بسیاری از مسائل توجه نداریم. از این‏رو، آن را به حافظه نمی‏سپاریم.
حافظه حسّی نخستین مرحله خبرپردازی بوده و مهم‏ترین دلیل فراموشی اطلاعات از حافظه حسی بی‏توجهی به آن است.
نورمن (norman) مثال‏های ذیل را از حافظه حسّی توضیح می‏دهد:
دستتان را در مقابل صورت خود تکان بدهید. ردّ ضعیفی که پس از کنار رفتن دست باقی می‏ماند ـ یعنی آثار رویداد اتفاق افتاده ـ گواه مشخصی بر وجود یک نظام حافظه حسّی است. دست خود را مشت کنید، به سرعت دو تا از انگشتانتان را باز کنید، دوباره با حداکثر سرعت ممکن دستتان را مشت کنید. اگر به دقت نگاه کنید ردّی از انگشتانتان را خواهید دید که آن‏قدر دوام می‏آورد تا آنها را شمارش کنید. دستانتان را به موازات هم در جهت مخالف هم حرکت بدهید. یک بار آنها را به سرعت در مقابل چشمانتان حرکت دهید، به احساس ظریف و مبهم حرکت وابسته به هر یک از ردها توجه کنید. این احساس واقعی است. فرض کنید یک تصویر پیچیده متشکّل از تعداد زیادی اشیا در مقابل چشمان شما قرار دارد که بعضی از آنها در جهت حرکت عقربه‏های ساعت و بقیه برخلاف جهت عقربه‏های ساعت می‏چرخند. تصویر محو می‏شود و یک پیکان به جایی در محل قبلی تصویر اشاره می‏کند. شما قادر خواهید بود جهتی را که شی‏ء در آن مکان خاص حرکت می‏کرد مشخص کنید. ردّ تصویر برای چندصد هزارم ثانیه پس از محو شدن تصویر فیزیکی، باقی می‏ماند.



طبقه بندی: مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
(تعداد کل صفحات:11)      [...]   [5]   [6]   [7]   [8]   [9]   [10]   [11]  

آرشیو مطالب
نظر سنجی
تاثیرگذارترین عامل بر روی شما کدام مورد بوده است؟







صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ