آموزشگاه علمی کوثردانش*کد*
فردایی بهتر با فرزندانی داناتر

مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 7 اردیبهشت 1396
دانش آموز عزیز تا چه حد افکارتان را می شناسید ؟

آیا میدانید افکارتان تا چه اندازه در روحیه شما تاثیر دارد؟

آیا میدانید افکارتان می توانند شما را در جهت موفقیت یا شکست سوق دهند ؟

آیا میدانید افکارتان تا چه اندازه در بروز احساسات خوشایند یا ناخوشایند در شما موثرند ؟

آیا می دانید افکارتان در جهت ایجاد رابطه ی مثبت یا منفی با دیگران تا چه اندازه می تواند مؤثر واقع شود ؟


حتما مطالعه فرمایید>>>>>ادامه مطالب

افکار منطقی و مثبت در کنترل عواطف انسان و تأمین بهداشت روانی او نقش بسزایی دارد.افکار غیرمنطقی بهداشت روانی انسان را مختل نموده و تأثیری سوء در نوع احساسات فردی و ارتباط فرد با دیگران می گذارد.روان شناسان مجموعه ای از افکار غیر منطقی را که میتواند در نوع احساسات فردی شما و نیز در ارتباط شما با دیگران تاثیرسوء  بگذارد ، شناسایی کرده اند. نتیجه گیری شتابزده: یعنی شخص بدون بررسی شواهد و مدارک موجود و یا حتی بدون توجه به واقعه ی رخ داده، سریعاً به نتیجه می رسد به عنوان مثال: چون به دیدن من نیامد، پس از من متنفر است.

1)    شخصی کردن:

به این معنی که شخص حوادث خارجی راکه لزوماً به او ربطی ندارد به خود مرتبط می کند. به عنوان مثال: «او خمیازه می کشید، پس حوصله مرا ندارد» «یا وقتی من حرف می زدم او زیر چشمی به ساعتش نگاه کرد پس دوست نداشت حرفهای مرا بشنود».

2)  برچسب زدن:

یکی از مخرب ترین شیوه تفکر غیر منطقی و اشتباه، برچسب زدن به خود یا دیگران است. در این حالت شخص با توجه به یک امر خاص (مثلاً رد شدن در درس فیزیک) یک برچسب فراگیر و عام  به خود می زند، به عنوان مثال «من بی عرضه هستم، من آدم بی کفایتی هستم، من بی استعدادم».

3)   نتیجه گیری انتخابی:

یعنی نادیده گرفتن تجارب ودستاودهای مثبت و تمرکز بر حوادث و تجارب منفی و ناکامی ها، در این حالت چون شخص فقط به ویژگی  ها و جنبه های منفی محیط خود و حوادث تمرکز می کند بنابراین هر آن چه که درک می کند و نیز دنیای ذهنی اش رنگ و بوی منفی به خود می گیرد. به عنوان مثال: «من آدم شکست خورده ای هستم، چون در درس ریاضی نمره کم گرفتم» در حالی که همین دانش آموز ممکن است در سایر دروس نمرات خوبی گرفته باشد.

4)   پیش بینی ناکامی:

در این حالت شخص قبل از این که دست به عمل بزند و توانایی و مهارت خود را به صورت واقعی و صحیح بسنجد، ناکامی و ناتوانی خود را در انجام آن کار از قبل پیش بینی می کند. پیش بینی ناکامی در واقع حکم دادن به ناکامی قبل از شروع یک کار است. به عنوان مثال امسال قبول نمی شوم، می دانم هر کاری هم بکنم به نتیجه نمی رسم.

تفکر باید دار:

باید ها و بایست ها، افکاری الزام آور، نادرست و تنبیه کننده هستند . آن ها بر این باور استوارند که انسان ذاتاً بد و بی ارزش است و برای اثبات ارزشمندی و خوبی و کفایت و ... باید سخت کار کند و بایست به مدارج خاصی برسد. این شیوه ی فکری الزام های سخت گیرانه و در خیلی از موارد غیر قابل دسترس را به فرد تحمیل می کند و چون شخص در عمل متوجه می شود که بر اساس قواعد دیکته شده توسط بایدها و بایست هایش عمل نکرده، احساس بی ارزش بودن ضعف اراده، فقدان اعتماد به نفس و ... نموده و افسردگی اش تشدید می گردد .

(من هرگز نباید اشتباه کنم، من هرگز نباید گریه کنم،)

تفکر سیاه و سفید:

یعنی دنیا، اشیاء، حوادث و انسانها را به دو دسته ی کلی و فراگیر خوب یا بد تقسیم کردن، یک چیز یا خوبِ خوب است یا بدِ بد و حد وسطی بین آن دو وجود ندارد. کاری خوب است که کاملاً بی عیب و نقص باشد. در غیر اینصورت فایده ای نخواهد داشت

برای مثال: زمانی دانش آموز موفقی هستم که نفر اول کلاس باشم در غیر این صورت من آدمی بی استعداد هستم. اگر شما از این شیوه های فکری غیر منطقی و نادرست استفاده کنید به طور فزاینده ای غم، اندوه، افسردگی و سایر عواطف ناخوشایند را احساس خواهید کرد. البته اگر این شیوه تفکر را در خود سراغ داشته باشید زیاد نگران نشوید چون شما فقط آموخته اید که آن طور فکر بکنید. ولی باید بدانید که اگراین شیوه فکر را آموخته اید و به همان طریق نیز می توانید الگوهای فکری دیگری را آموخته و جایگزین آن ها نمایید پس می توانید شیوه ی فکری و آرامش بخش را نیز یاد بگیرد

استفاده از تفکر منطقی و افکار مثبت

در مواجهه با عوامل فشارزای بیرونی و درونی به شما کمک می کند تا کنترل بیش تری بر عواطف خود داشته و در مورد خود مثبت تر بیاندیشید .

با همه این ها، هنوز هم ممکن است احساس ناکامی داشته باشید ولی قطعاً احساس شکست نخواهید داشت. ممکن است غمگین شوید ولی افسرده نمی شوید. شاید شما قادر به تغییر دنیای بیرون نباشید ولی توانایی تغییر خودتان (شیوه های فکری تان) را خواهید داشت.

در زیر چند نمونه از شیوه های تفکر منطقی ذکر شده اند.

1) به زمان حال توجه کنید و به صورت شتاب زده نتیجه گیری نکنید. دوست من به دیدنم نیامد ولی گفت که بعداً تماس میگیرد.بنابراین درحال حاضر دلیلی بر این که من او را از دست داده ام وجود ندارد.

2)  به واقعیات تکیه کنید و از بزرگ کردن مشکلات بپرهیزید. درست است که امتحانم را خراب کرده ام ولی آن فقط امتحان یکی از دروس من بود و من فرص جبران دارم.

3)  منطقی و عینی باشید و از «شخصی کردن» بپرهیزید. اگر او خمیازه می کشیدمی تواند به دلیل خسته بودن خودش باشد. شاید فقط یکی از آن علل، من باشم ولی من هنوز هیچ مدرک مشخصی برای اثبات این موضوع ندارم.


خوش بین باشید و پیامدهای منفی را پیش بینی نکنید .


1)   حتی اگر هم کلاسی ام دوستیش را با من قطع کند گرچه ممکن است دوستی به خوبی او پیدا نکنم ولی با ا ین همه می توانم کسی را جایگزین او سازم.


2)   با خود مهربان بوده و باید ها و بایست های غیر منطقی را بر خود تحمل نکنید به خودتان حق بدهید و بپذیرید که گاهی هم ممکن است اشتباه بکنید و این فاجعه نیست بلکه این امر بسیار طبیعی است. اجازه بدهید که خودتان باشید و قبل از هرچیز با خود آشتی کنید و سعی نکنید که خود را مثل دیگران و یا دیگران را مثل خود سازید.

3)  دیدگاه و نظر خود را داشته باشید و برچسب های منفی را از خود دور کنید.درست است که الان موفق نشدم ولی این به معنی بازنده بودن من نیست. من فرصت جبران در موقعیت های بی شماری را دارم.

4)  دفترچه ای را همیشه در دسترس و به همراه خود داشته باشید و احساسات خود را در آن بنویسید.

5) موقعیت هایی را که در آن احساس غمگیینی و افسردگی به سراغتان می آید را مشخص کنید. اگر جوابتان مثبت است، آن عقاید و افکار را بنویسید و سپس سعی کنید بفهمید که چه ارتباطی بین این افکار و احساس افسردگی تان از یک سو و موقعیتی که در آن احساس افسردگی کرده اید از سوی دیگر وجود دارد




طبقه بندی: نتایج و بازخوردها،  مشاوره نیاز امروز، 
ارسال توسط نورالدین آهنگران
آرشیو مطالب
نظر سنجی
تاثیرگذارترین عامل بر روی شما کدام مورد بوده است؟







صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin

قالب وبلاگ